قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى
امروزه در لابهلاي فلسفههايي كه براي عزاداري سيدالشهدا بيان ميشود، كمتر به اين نكته كه خواسته و اراده امام سوم شيعيان در سالهاي دهه 60 هجري براي قيام و مبارزه با حكومت جور چه بود، توجه ميشود. و اين مطلبي است كه در صراحت سخنان ايشان مذكور است: «ان كان دين محمد لم يستقم الا بقتلي، فياسيوف خذيني» اگر دين جدم جز با كشته شدن من بر پا نمانده و پايدار نميشود، پس اي شمشيرها مرا دريابيد.

این جامه سیاه فلک در عزای کیست؟!
وین جیب چاک گشته صبح از برای کیست؟!
این جوی خون که از مژه خلق جاری است
تا در مصیبت که و بر ماجرای کیست؟!

كاروان كربلا پس از وداع با پیامبر(ص) و حضرت زهرا (س) و امام مجتبی(ع) شبیكشنبه بیست و هشتم رجب سال شصت هجری مدینه را به سوی مكه ترك نمودند.امام حسین(ع) از بیعت با یزید خودداری كرده و شبانه همراه خانوادة خویش از مدینه بهمكه حركت نمود. یك جامعه نمونه در این كاروان متجسم بود. در دل تاریكی از كورهراههای بیابانها گذر كردند و منزل به منزل راه سپردند.
گفته اندآنگاه كه حُر بن یزید ریاحی از لشكریان عمرسعد كناره می گرفت تا به سپاه حق الحاق یابد ، « مهاجر بن اوس» به او گفت : « چه می كنی؟ مگر می خواهی حمله كنی ؟ » ... و حُر پاسخی نگفت ، اما لرزشی سخت سراپایش را گرفت. مهاجر حیرت زده پرسید : «والله در هیچ جنگی تو را اینچنین ندیده بودم و اگر از من می پرسیدند كه شجاع ترین اهل كوفه كیست، تو را نام می بردم. اما اكنون این رعشه ای كه در تو می بینم از چیست؟» (سپس آدم از پروردگارش كلماتى را دريافت كرد و توبه كرد; آرى او است كه توبه پذيرمهربان است.)چنين آمده است كه: حضرت آدم در ساق عرش نام مبـارك خاتم النبـيين و ائمه(عليهم السلام)را نوشته ديد و به تلقين جبـرئيل(ع), خداوند را بـه آن نامها خواند; چون اسم حسـين را بـه زبـان آورد, دلش شكسـت و اشكش روان شد و گفت:
روز نهم ماه محرم.تاسوعاى سال 61 هجرى امام حسين و يارانش در
محاصرهنيروهاى كوفه بودند.روزى بود كه آب را به روى اهل بيت و ياران
امام بسته بودند،راههاهمه تحت كنترل بود تا كسى به امام نپيوندد.
تهديدهاى سپاه عمر سعد،جدىتر و حالتتهاجمى آنان به سوى خيمهها
بيشتر مىشد.عصر روز پنجشنبه تاسوعا،ابن سعد بادستورى كه از ابن زياد
دريافت كرده بود،آماده جنگ با حسين«ع»شد.گروهى از سپاهكوفه به سوى
خيمهگاه امام تاختند. امام كنار خيمهاش نشسته و به شمشير تكيه داده بود.
اين شعر از كتاب "يك ماه خون گرفته،هفتاد و دو ستاره" سروده شاعر تواناي
آستان اهل بيت، جناب آقاي غلامرضا سازگار است كه به همت جناب آقاي
حسين فتحي تهيه و تنظيم گرديده است.

چکیده: فدائیان اسلام در طول فعالیت خود آثار مكتوب زیادی منتشر ساختند. در مجله خواندنی ها، نبرد ملت و منشور برادری، مقالهها و مصاحبههای فدائیان اسلام و بهویژه اندیشههای نواب صفوی(ره) پرچمدار شجاع آنها درج شده است؛ اما مهمترین آنها كتابی تحت عنوان «راهنمای حقایق» است كه به قلم خود شهید صفوی (ره) میباشد و در آن به مسایل مختلف كشور بهویژه اوضاع اخلاقی و فرهنگی پرداخته شده است. این كتاب در حقیقت مانیفست فدائیان اسلام محسوب میشود كه مخفیانه در تهران چاپ گردید و برای شخصیتهای داخل و خارج از كشور ارسال شد و در تهران از طریق پست توزیع گردید. مقالهای حاضر به بررسی دقیق و مفصل این كتاب پرداخته است.
حادثهها در تاريخ و در ذهن زمان، گاه چون شهابي گذرا و ميرا، درخششي کوتاه و ناپايدار دارند. گويي زمان انديشه ستردن و فراموش ساختن و رسالت بيرنگ کردن رخدادها را بر دوش دارد. کدام حادثه را ميشناسيم که تا شعاع يک قرن و فراتر از حوزه ظهور و تولدش شور و اثر و حرکت و قيام بيافريند. اما کربلا داستان ديگري است. گويي زمان، رسالت صيقل دادن و نماياندن جلوههاي گونهگون اين منشور نورني و جاوداني را به عهده دارد. کربلا قصه قلبها و قرنهاست.
اشتياق به ديدار ذات حضرت حق و تماشاي جمال كبرياي معشوق، آتشي نهفته در دل بندگان حضرتش بوده است و اوليا و انبياي الهي كه بيش از ديگر مخلوقات او از معرفت رب العالمين بهره بردند، حرارت اين آتش در درونشان بيشتر شعله ميكشد تا آنكه اين راز از ضمير به زبان آمد و بر كلام كليم خدا هويدا گرديد، آنجا كه موسي(ع) تمناي ديدار دوست را با معبود در ميان گذاشت و رخصت خواست تا از پس چلهنشيني در ميقات به ملاقات ذات ربوي نايل گردد كه پاسخ « لن ترني » رسيد كه: امام (ع) در سوم یا چهارم شعبان سال چهارم هجری در مدینه دیدهبه جهان گشود. 6 سال در زمان جدش، 30 سال در کنار پدرش و 10سال در کنار برادر و پس از آن 10 سال در اوج قدرت معاویه باوی مبارزه کرد و سرانجام در محرم 61 هجری در کربلا به شهادترسید.
امام رضا (ع) میفرماید: چون حسین (ع) متولد شد و او را نزد رسولاکرم (ص) آوردند، حضرت در گوشهای وی اذان و اقامه گفت و مراسمنامگذاری به پایان رسید. پیامبر او را بوسید و گریه کرد وفرمود: «تو را مصیبتی عظیم در پیش است. خداوند لعنت کندکشنده او را.» در روز هفتم نیز پس از این که برایش «عقیقه»کرد، از شهادت او خبر داد و فرمود: «گروهی کافر ستمکار ازبنی امیه او را خواهند کشت.»
سلام بر خط شفق گون كربلا، كه خون تو را، اى خون خدا - همواره بر چهره افق مى پاشد و غروب هنگام، سرخى آسمان مغرب را به شهادت مى گيرد ، تا آن جنايت هولناك را هر چه آشكارتر بنماياند و چشم تاريخ را بر اين صحنه هميشه خونين بدو زد و گوش زمان را از آن فريادها تندر گونه آن عاشوراى دوران ساز، پر كند.
شعار عاشورايى حسين بن على«ع»و شعار همه آزادگانى كه زير بار ظلم نمىروند وسلطه جباران را نمىپذيرند.به معناى«ذلت از ما دور است»و جملهاى است كه امامحسين«ع»در يكى از خطبههايش روز عاشورا بيان فرمود،خطبهاى با آغاز«تبا لكم ايتهاالجماعة...»كه چون همان روز نيز اصرار داشتند آن حضرت را به تسليم و بيعت وادارند،حضرت نپذيرفت و حيات ذلتبار در سايه حكومتيزيد و ابن زياد را با كرامت دودمانپيامبر و شرافت زندگى مؤمنانه منافى دانست و سر دو راهى مرگ شرافتمندانه يا زندگىذليلانه،«شرافتشهادت»را برگزيد:
آن زمان كه قدم در كوره راه تاريخ مينهيم، در اين سيرگاه شاهد قلّهاي به بلندايتداوم زمانيم، برفراز اين قلههاي رفيع مهر درخشان بوسه زده و از تلالؤ نور آن تاريختابناك گشته.
...و نينوا دشتي است به بلنداي اين قلهها؛
حماسه سرايان در اين مقاله چنين نغمه سردادهاند:
آن زمين كربلا بود و آن زمان عاشورا... آفتاب بر مركب زمين زرين نور سوار وتازيانه به دست گرما بر پشت زمين مينواخت، گردة نينوا از ضربت شلاق آفتاب تاول زدهبود...
کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .
All Rights Reserved 2008-2010 © by moharam1430.blogfa.com
Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM